|
کاشکی ندونی وقتی که میرم کاشکی ندونی بی تو میمیرم مرگ قناری دیدن نداره گلی که خشکید چیدن نداره میرم از اینجا وقتی که خوابی من اهل خشکی تو اهل آبی این نامه از دختر کویره وقتی میخونیش که خیلی دیره میرم از اینجا با پای خسته با چشمی گریون قلبی شکسته بغضی هنوزم مونده تو سینه
....عشق یعنی نظر یادتون نره فعلا بای بای
ژست قلاب كردن شست در كمربند بای بای
من هر گز از مرگ نمی هراسیده ام عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار میسازد عشق به آزادی مرا در همه عمر گداخته است آزادی معبود من است به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است هر دردی بی درد است هر زندانی رهایی است هر مرگی حیات است آخر........ چه بگویم؟ من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم و حال میخواهم چه کنم؟ قلبم که میزند برای کیست؟ برای چیست؟ و صبح که سر بر میکشد برای کیست؟ برای چیست؟ رفیقان من .... بامن مدارا کنید! بر پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟ فراخنای زمین... سخت تنگ است........................................!!!
....................................... گاهی اوقات سکوت غمم را می شکنم ........... و انقدر از تو می نویسم که تمام واژه ها در مقابلم تسلیم می شوند..... طلوع عشق را در نگاهت یافتم بهترینم................ هرگز به پایان راه نمی اندیشم، چون می دانم بی تو...... در انتهای راه خبری نخواهد بود.................. می خواهم با تو بمانم ای خوب من، با من بمان و بدان .......... زندگی بدون تو برایم بی معناست..................... ...............................................................................
حالا با یک گیتار شکسته منه تنها منه خسته چی بگم دلم شکسته باره تنهایی رو بسته تو که رفتی ز پیشم من اینجا تنها میشم تنهای تنها می مونم من دیگه عاشق نمی مونم حالا که دوستم نداری چرا تنهام میزاری دوست دارم بهم بگی تو من چه اشتباهی کردم شایدم باور کنم من که یه گناهی کردم |
About![]()
سلام دوستای گلم: Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 Links
لینداجونم |